برای نزدیک به سه دهه، یک فیلم به عنوان پرفروشترین فیلم اقتباسی از بازیهای ویدیویی، با ترکیبی از موسیقی تکنو و حرکات رزمی هیجانانگیز، بر این ژانر حکمرانی میکرد. فیلم «مورتال کامبت» ساخته پل دبلیو. اس. اندرسون در سال ۱۹۹۵ فراتر از یک فیلم بود؛ یک پدیده فرهنگی بود. با این حال، موفقیت باورنکردنی آن میراثی پیچیده و اغلب زیانبار برای کل ژانر اقتباسهای سینمایی از بازیهای ویدیویی به جا گذاشت.

بیایید به اوایل دهه ۹۰ برگردیم: جنگ کنسولها بین نینتندو و سگا در اوج بود و بازیهای ویدیویی صنعتی رو به رشد بودند. «مورتال کامبت» در سال ۱۹۹۲ در آرکیدها غوغا به پا کرد و به خاطر شخصیتهای متمایز و خشونت بیپردهاش به شهرت رسید. عرضه آن برای کنسولها، همراه با جنجالهای رسانهای گسترده بر سر خشونت آن، به طور کنایهآمیزی آن را به نامی آشنا تبدیل کرد. با این حال، صنعت فیلمسازی هیچ ایدهای برای انتقال این موفقیت به پرده سینما نداشت. فیلم فاجعهبار «برادران سوپر ماریو» در سال ۱۹۹۳ ثابت کرد که محبوبیت یک بازی، تضمینی برای موفقیت در گیشه نیست.

علیرغم این ریسکها، تهیهکننده لری کاسانوف و استودیوی نیو لاین سینما (که با سری فیلمهای «کابوس در خیابان الم» به شهرت رسیده بود) فرصتی طلایی را دیدند. آنها ریسک بزرگی کردند، حتی اکران فیلم را برای تابستان به تعویق انداختند و بودجه را برای کارگردانی که آن زمان untested بود، یعنی پل دبلیو. اس. اندرسون، افزایش دادند. اندرسون چگونه چنین پروژه بزرگی را با تنها یک فیلم کمهزینه در کارنامهاش به دست آورد؟ او بلوف زد. او که میدانست جلوههای ویژه بخش اصلی ارائه او خواهد بود، تمام کتابهایی که میتوانست درباره CGI و نقاشیهای مات پیدا کند را خرید، اصطلاحات فنی را یاد گرفت و خود را به عنوان یک متخصص معرفی کرد. اشتیاق محض و دانش ظاهری او، استودیو را متقاعد کرد.

نتیجه، فیلمی بود که با وجود برخی جلوههای ویژه که به خوبی کهنه نشدهاند (صحنههای مربوط به رپتایل نمونه بارز آن است)، روح بازی را به شکلی سرگرمکننده، هرچند سطحی و کلیشهای، به تصویر کشید. بازاریابی استودیو هوشمندانه بود و از آهنگ تم فراموشنشدنی «Techno Syndrome» که اکنون مترادف با این فرنچایز است، به خوبی بهره برد. در ۱۸ اوت ۱۹۹۵، «مورتال کامبت» با فروش عظیم ۲۳.۲ میلیون دلاری در صدر جدول فروش قرار گرفت و این جایگاه را برای سه هفته متوالی حفظ کرد. این فیلم در نهایت با بودجهای حدود ۲۰ میلیون دلار، به فروش جهانی ۱۲۲.۱ میلیون دلار دست یافت و موسیقی متن آن نیز گواهی پلاتینیوم دریافت کرد. این یک موفقیت بیچونوچرا بود.

با این حال، این پیروزی یک روی تاریک نیز داشت. موفقیت فیلم به هالیوود درسی داد که برای دههها این ژانر را تحت تأثیر قرار داد: برای سودآوری، نیازی نیست به منبع اصلی وفادار باشید یا حتی مورد تحسین منتقدان قرار بگیرید. «مورتال کامبت» به طور مشخص برای دریافت ردهبندی سنی PG-13 تعدیل شده بود که با روح درجه R بازیها در تضاد بود. استودیوها با دیدن سود مالی، از این فرمول پیروی کردند که منجر به تولید تعداد زیادی اقتباس ضعیف از بازیهای ویدیویی شد که هم طرفداران و هم منتقدان را ناامید کرد. برای سالها، فیلم اندرسون یکی از بالاترین امتیازات را در میان فیلمهای بازیهای ویدیویی در Rotten Tomatoes داشت، نه به این دلیل که یک شاهکار بود، بلکه به این دلیل که رقابت بسیار ضعیف بود. این فیلم به «بهترین در میان بدترینها» تبدیل شد.

خوشبختانه، این روند تغییر کرده است. فیلمهای اخیر مانند «سونیک خارپشت»، «کارآگاه پیکاچو» و سریال تحسینشده «آخرین بازمانده از ما» نشان دادهاند که احترام به منبع اصلی و تمرکز بر داستانگویی قوی میتواند به موفقیت تجاری و انتقادی منجر شود و سرانجام نفرینی را که «مورتال کامبت» ناخواسته به ایجاد آن کمک کرده بود، بشکند. فیلم ۱۹۹۵ همچنان یک اثر کلاسیک دوستداشتنی و سرگرمکننده باقی مانده است، اما میراث آن درسی قدرتمند است که نشان میدهد چگونه یک پیروزی در گیشه میتواند استانداردی آنقدر پایین تعیین کند که یک صنعت برای غلبه بر آن به دههها زمان نیاز داشته باشد. پیروزی آن هر چیزی بود، جز بینقص.
از منبع اصلی بیشتر بیاموزید: SlashFilm