کاهش نقدینگی استیبل کوین: پروتکل ها باید ارزش خود را ثابت کنند

آیا می دانستید که نقدینگی استیبل کوین ها به ازای هر توکن به شدت کاهش یافته است؟ گزارش اخیر نشان می دهد که کاهش چشمگیری به میزان 99.7٪ داشته ایم، به طوری که از 1.8 میلیون دلار در سال 2021 به تنها 5500 دلار در مارس 2025 رسیده است. این کاهش شدید نشان دهنده یک نقطه عطف حیاتی برای پروتکل های رمزنگاری است: اکنون باید دلایل قانع کننده ای برای سرمایه گذاران ارائه دهند تا توکن های خود را نگه دارند.

بر اساس گزارش شرکت Decentralised، این بحران نقدینگی ناشی از افزایش تصاعدی صدور توکن است که از 40 میلیون دارایی فراتر رفته است. این افزایش، سرمایه موجود را بدون افزایش متناظر در تقاضا یا مشارکت فعال کاربر رقیق کرده است.

این گزارش یک پویایی با جمع صفر را در فضای کریپتو برجسته می کند، جایی که هجوم مداوم توکن های جدید از رشد مجموعه سرمایه پیشی می گیرد. نتیجه؟ کاهش نقدینگی، تضعیف پیوندهای اجتماعی و کاهش مشارکت.

پروتکل ها متوجه می شوند که مشوق های کوتاه مدتی مانند ایردراپ ها دیگر علاقه پایدار کاربر را بدون یک مدل درآمد قوی تضمین نمی کنند. توجه، که زمانی یک دارایی بود، اکنون در غیاب ساختارهای اقتصادی پایدار به یک بدهی تبدیل شده است.

تراکم نقدینگی: یک بررسی عمیق تر

این گزارش از نقدینگی استیبل کوین به عنوان شاخصی از دسترسی به سرمایه استفاده می کند. این گزارش تأکید می کند که رکود سرمایه جدید همراه با افزایش تعداد توکن ها، بسیاری از پروژه های رمزنگاری را از نظر مالی تحت فشار قرار داده است.

استراتژی سنتی ایجاد یک انجمن از طریق Discord و airdrops در حال منسوخ شدن است. پروژه ها اکنون باید تناسب محصول با بازار خود را ثابت کنند و با ایجاد درآمد، تقاضای پایدار را نشان دهند.

درآمد هم به عنوان یک معیار مالی و هم به عنوان نشانه ای از ارتباط و سودمندی اقتصادی عمل می کند. پروتکل هایی که می توانند جریان های نقدی ایجاد و حفظ کنند، مجهزتر هستند تا ارزش گذاری توکن ها را تأیید کنند، حاکمیت قانونی را ایجاد کنند و مشارکت کاربران را تشویق کنند.

این گزارش بین پلتفرم های تثبیت شده مانند اتریوم (ETH) که از عمق اکوسیستم و انگیزه های ذاتی بهره می برند، و پروتکل های جدیدتر که باید ارزش خود را از طریق عملکرد مداوم و عملیات شفاف ثابت کنند، تمایز قائل می شود.

نیازهای سرمایه و استراتژی ها: یک رویکرد مرحله ای

این گزارش چهار مرحله از بلوغ پروژه کریپتو را شناسایی می کند: کاوشگران، کوهنوردان، تایتان ها و فصلی ها. هر مرحله منعکس کننده یک رابطه منحصر به فرد با تشکیل سرمایه، تحمل ریسک و توزیع ارزش است.

کاوشگران پروتکل های نوپایی هستند که دارای حاکمیت متمرکز و درآمد ناشی از انگیزه های نوسانی هستند. در حالی که برخی، مانند Synthetix و Balancer، افزایش کوتاه مدت استفاده را تجربه می کنند، هدف اصلی آنها بقا به جای سود است.

کوهنوردان، که سالانه 10 تا 50 میلیون دلار درآمد کسب می کنند، در حال انتقال از رشد مبتنی بر انتشار به حفظ کاربر و حاکمیت اکوسیستم هستند. آنها با تصمیمات استراتژیک در مورد تعادل رشد و توزیع در حالی که حفظ حرکت روبرو هستند.

تایتان ها، از جمله Aave، Uniswap و Hyperliquid، دارای درآمد ثابت، حاکمیت غیرمتمرکز و اثرات شبکه قوی هستند. تمرکز آنها بر تسلط بر دسته خود به جای تنوع است.

فصلی ها پدیده های زودگذر هستند که توسط هیاهو و حرکت اجتماعی هدایت می شوند. پروژه هایی مانند FriendTech و PumpFun دوره های کوتاهی از فعالیت بالا را می بینند اما برای حفظ تعامل کاربر یا درآمد ثابت در طولانی مدت تلاش می کنند.

در حالی که برخی ممکن است تکامل یابند، بیشتر آنها سرمایه گذاری های سوداگرانه ای هستند که ارتباط زیرساختی ماندگاری ندارند.

مدل های توزیع درآمد: سرمایه گذاری مجدد یا بازگشت؟

این گزارش با ترسیم شباهت هایی با بازارهای سهام عمومی، اشاره می کند که شرکت های جوان تر معمولاً درآمد را دوباره سرمایه گذاری می کنند، در حالی که شرکت های بالغ از طریق سود سهام یا بازخرید، سرمایه را باز می گردانند.

در کریپتو، این تمایز با بلوغ پروتکل مرتبط است. تایتان ها برای بازخرید یا توزیع های ساختاریافته در موقعیت خوبی قرار دارند، در حالی که به کاوشگران و کوهنوردان توصیه می شود تا زمانی که پایه های عملیاتی خود را ایمن نکرده اند، روی سرمایه گذاری مجدد تمرکز کنند.

بازخریدها ابزاری انعطاف پذیر برای توزیع هستند که برای پروژه هایی با درآمد بی ثبات یا الگوهای تقاضای فصلی مناسب است. با این حال، بازخرید های ضعیف اجرا شده می تواند به نفع معامله گران کوتاه مدت نسبت به دارندگان بلند مدت باشد.

برنامه های بازخرید موثر نیاز به ذخایر خزانه داری قابل توجه، نظم ارزش گذاری و اجرای شفاف دارند. بدون اینها، توزیع می تواند اعتماد را از بین ببرد و سرمایه را تخصیص دهد.

این روند منعکس کننده تغییرات گسترده تر در بازارهای سنتی است. در سال 2024، بازخریدها حدود 60 درصد از توزیع سود شرکت را تشکیل می دادند و از سود سهام پیشی گرفتند. این به شرکت ها اجازه می دهد تا بازگشت سرمایه را بر اساس شرایط بازار تنظیم کنند، اما در صورتی که انگیزه های محرک تصمیمات بازخرید نادرست باشد، خطرات حاکمیتی ایجاد می شود.

روابط سرمایه گذار: یک نیاز حیاتی

این گزارش روابط سرمایه گذار (IR) را به عنوان یک عملکرد حیاتی اما توسعه نیافته در کریپتو شناسایی می کند. با وجود ادعای شفافیت، اکثر تیم ها داده های مالی را به طور انتخابی منتشر می کنند.

برای ایجاد اعتماد پایدار با دارندگان توکن و شرکت کنندگان نهادی، رویکرد نهادی تری مورد نیاز است، از جمله گزارش دهی فصلی، داشبوردهای زمان واقعی و افشای واضح توزیع توکن.

پروژه های پیشرو در حال شروع به اجرای این استانداردها هستند. برنامه “خرید و توزیع” Aave، با پشتیبانی خزانه 95 میلیون دلاری، هر هفته 1 میلیون دلار برای بازخرید ساختاریافته اختصاص می دهد.

Hyperliquid 54 درصد از درآمد را به بازخرید و 46 درصد را به مشوق های LP اختصاص می دهد و تنها از درآمد بدون تامین مالی سرمایه گذاری خارجی استفاده می کند. Jupiter Litterbox Trust را به عنوان یک مکانیسم غیر حضوری برای مدیریت 9.7 میلیون دلار JUP برای توزیع های آتی تنها پس از دستیابی به پایداری مالی معرفی کرد.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که تخصیص مسئولانه سرمایه به زمان‌بندی، حکمرانی و ارتباطات بستگی دارد، نه فقط شرایط بازار. با ادامه کاهش نقدینگی توکن به ازای هر دارایی، پروژه ها با فشار فزاینده ای برای اثبات قابلیت دوام خود از طریق جریان نقدی و شفافیت مواجه خواهند شد.

منبع: CryptoSlate

Leave a Comment