یاد و خاطره زندگی خارقالعاده هنرمند پاپ، روزالین درکسلر، را گرامی میداریم که در سن نود و هشت سالگی در خانهاش در نیویورک درگذشت. مسیر زندگی او هرگز معمولی نبود؛ گویی یک قالیچه رنگارنگ بود که با حرفههایی چون کشتیگیر حرفهای، ماساژور و نظافتچی بافته شده بود، پیش از آنکه سرانجام در دنیای هنر به جایگاهی که شایستهاش بود، دست یابد.

درکسلر در کنار غولهای جنبش هنر پاپ مانند اندی وارهول (که بعدها خود درکسلر را سوژه یکی از آثارش کرد)، روی لیختناشتاین و جیمز روزنکوئیست، مسیر منحصربهفرد خود را ساخت. نقاشیهای او الکتریکی و هیجانانگیزند و با رنگهای تخت و جسورانه و ترکیببندیهای ساده، سرشار از تنش هستند. آثار او اغلب به مضامینی چون خشونت، عشق و وضعیت پیچیده انسانی میپردازند. روش کار او متمایز بود: او تصاویر یافتشده از روزنامهها و پوسترها را بزرگنمایی میکرد، روی بوم میچسباند و سپس آنها را با لایههایی از رنگدانههای زنده میپوشاند.
نبوغ خلاق او به بوم نقاشی محدود نمیشد. درکسلر نویسندهای پرکار و تحسینشده نیز بود. او نمایشنامهها، رمانها و فیلمنامههای متعددی نوشت و برای آثار تئاتری خود سه جایزه «اوبی» و برای یک برنامه تلویزیونی ویژه که با همکاری کمدین افسانهای، ریچارد پرایر، نوشته بود، یک جایزه «امی» دریافت کرد. در یک چرخش جالب، او همچنین رمان فیلم راکی را با نام مستعار جولیا سورل به رشته تحریر درآورد. او ارتباطی عمیق میان دو علاقه اصلی خود میدید و زمانی گفته بود: «من یک مضمون مشترک را در نوشتهها و نقاشیهایم پیدا میکنم: معضل انسانی. بزن یا بخور.»
او در سال ۱۹۲۶ در برانکس نیویورک متولد شد و سفر هنریاش به شکلی غیرمتعارف آغاز شد. پس از ترک تحصیل از کالج، با هنرمند شرمن درکسلر ازدواج کرد و برای مدتی کوتاه با نام «رزا کارلو، آتشپاره مکزیکی» وارد دنیای کشتی حرفهای شد. این تجربه بعدها الهامبخش هنر او شد و در آثاری مانند به زیر کشیدن (۱۹۶۳) انرژی خام این ورزش را به تصویر کشید.
آثار او اغلب حس ناآرامی و نقد اجتماعی را در خود داشتند. اثر نمادین مرلین در تعقیب مرگ (۱۹۶۳) نمونهای تکاندهنده است، در حالی که اثر متاخرتر آنا در حال سقوط (آیا او را هل دادند؟) (۱۹۸۹) به طرز هولناکی به مرگ غمانگیز هنرمند، آنا مندیتا، اشاره دارد. حتی در به تصویر کشیدن عشق و عاشقی نیز، اغلب جریانی پنهان از ناآرامی در زیر سطح آثارش وجود داشت.
برای دههها، دستاوردهای او تا حد زیادی در سایه همتایان مرد خود قرار داشت. تنها در دهه گذشته، به ویژه با نمایشگاه مرور آثار او در سال ۲۰۱۶ با عنوان «روزالین درکسلر: او خود را چه کسی میپندارد؟»، آثارش مورد تحسین گسترده نهادهای هنری قرار گرفت. او با نگاهی به اوایل دوران کاری خود گفته بود: «آثار من نوعی راز بودند… من از اینکه سازنده بودم، دوستان خوبی داشتم و نادیده گرفته میشدم، خوشحال بودم. اما حالا که به گذشته نگاه میکنم، از این موضوع عصبانی هستم!»
امروزه، میراث قدرتمند روزالین درکسلر در مجموعههای مؤسسات بزرگی مانند موزه هنر مدرن، موزه هنر آمریکایی ویتنی و مؤسسه اسمیتسونین تثبیت شده است. زندگی او به ما یادآوری میکند که مسیر رسیدن به عظمت هنری بهندرت یک خط مستقیم است و اصالت واقعی اغلب از یک زندگی کامل و پرماجرا سرچشمه میگیرد.
برای آشنایی بیشتر با داستان شگفتانگیز او، به منبع اصلی مراجعه کنید: آرتفروم