یک بیگانه دوناتی و نقدی عمیق بر فرهنگ مصرف‌گرایی


برای بسیاری، کلمه «Rosebud» (غنچه رز) ممکن است یادآور پایان تراژیک فیلم همشهری کین باشد. اما برای نسلی از گیمرها، این کلمه کد تقلب نمادین برای پول بی‌نهایت در بازی The Sims است. فیلم انیمیشن مستقل جدید جولین گلندر، پسران به مشتری می‌روند (Boys Go to Jupiter)، به طرز درخشانی در فضای میان این دو سنگ محک فرهنگی حرکت می‌کند.

این فیلم که اکنون در سینماهای منتخب اکران شده، بینندگان را به نسخه‌ای سورئال از فلوریدای مرکزی می‌برد. داستان فیلم ماجرای یک نابغه ۱۶ ساله به نام بیلی ۵۰۰۰ (با صدای جک کوربت) را در هفته آرام بین کریسمس و سال نو دنبال می‌کند. بیلی به جای استراحت، در حال کار سخت برای یک اپلیکیشن تحویل غذا به نام «Grubster» است. این پیش‌فرض ساده، به بستری برای مجموعه‌ای از برخوردهای عجیب و خنده‌دار با شخصیت‌هایی تبدیل می‌شود که توسط کمدین‌های آلترناتیو محبوب صداپیشگی شده‌اند.

بیلی و دونات در پسران به مشتری می‌روند

سفارش‌های بیلی او را به یک زمین مینی‌گلف با تم دایناسور که توسط هرشل کرتاسه (جو پرا) اداره می‌شود و یک دکه هات‌داگ غول‌پیکر که توسط صاحب پرحرف آن، وینی (کریس فلمینگ)، گردانده می‌شود، می‌کشاند. با این حال، زندگی او زمانی دچار پیچیدگی می‌شود که با یک موجود بیگانه درخشان و دوناتی‌شکل دوست می‌شود و نام او را «دونات» می‌گذارد. داستان زمانی اوج می‌گیرد که یک دانشمند برجسته به نام دکتر دلفین (جنین گاروفالو)، مبلغ وسوسه‌انگیز ۵۰۰۰ دلار برای دوست جدیدش به بیلی پیشنهاد می‌دهد. این موضوع قهرمان جوان ما را در یک دوراهی کلاسیک قرار می‌دهد: آیا باید پولی را که به شدت به آن نیاز دارد بردارد یا از موجود دوست‌داشتنی بیگانه‌ای که به تازگی به آن وابسته شده محافظت کند؟

پسران به مشتری می‌روند یک شگفتی بصری است، بی‌پروا عجیب و به طرز خیره‌کننده‌ای زیبا. گلندر دنیایی از رنگ‌های نئونی و اشکال مکعبی و هندسی خلق کرده که حس یک بازی گمشده از پلی‌استیشن ۱ را تداعی می‌کند. این زیبایی‌شناسی ادای احترام آگاهانه‌ای به بازی The Sims است که با زاویه دید ایزومتریک از بالا، آیکون‌های روی صفحه (مانند نماد باتری خالی برای گوشی بیلی) و موجوداتی که به زبانی نامفهوم شبیه به «سیملیش» صحبت می‌کنند، کامل می‌شود.

یک دکه هات‌داگ غول‌پیکر در پسران به مشتری می‌روند

خود گلندر این ارتباط را تأیید کرده و اشاره کرده است که The Sims تأثیر بزرگی بر او داشته است. او این بازی را به عنوان «نقدی هوشمندانه، بامزه و ابلهانه بر مصرف‌گرایی توصیف کرد که به نوعی شما را نیز درگیر می‌کند، زیرا شما از لذت مصرف‌گرایی بهره می‌برید، اما در عین حال می‌بینید که چقدر پوچ و توخالی است.»

دقیقاً همین مضمون در قلب فیلم پسران به مشتری می‌روند می‌تپد. فیلم این ایده را مطرح می‌کند که اگرچه فرار از چنگال سرمایه‌داری غیرممکن است، اما ما همچنان می‌توانیم معنا پیدا کنیم و انتخاب‌هایی انجام دهیم که ارتباط را بر تجارت اولویت می‌دهند؛ حتی اگر این به معنای رد کردن یک کیف پر از پول برای یک دوست بیگانه دوناتی‌شکل باشد.

اطلاعات بیشتر را از مصاحبه کارگردان در پادکست Cinema File بشنوید: منبع

Leave a Comment